Tuesday, July 5, 2011

سمت خاکستری زندگی

سمت خاکستری زندگی کورونا ، شکمِ گنده چرب و چیلیِ رو به قبله ، به سمت پنجره، کمی متمایل به راست. همیشه کمی متمایل به راست.

سمت خاکستری زندگی به کورونا یک دفتر سیاه داد. کورونا دفتر سیاه را باز کرد (کاغذهای شطرنجی زرد شده). با خودکار سیاه در صفحه اول نوشت:

...

[چیزی دربارۀ مرکبی که می ریزه رو چیزی و چیزی دیگه که گم میشه لای اَشکال اتفاقی مرکب و چیزی که این وسط نشون میده و نمیده که کورونا عاشق کسیه] *

سمت خاکستری زندگی یا روی قلب می نشیند یا پردۀ بکارت. کورونا پردۀ بکارتش را دید، خودکار مشکی را برداشت و روی آن نوشت:

...

[چیزی درباره خستگی ، چیزی تو مایۀ خفگی، دور و بر این حالت که توهمی خلق شده و کورونا نمی خواد و می خواد کسی بفهمه و یه جورایی این وسطها می چپونه یه جمله ، دو کلمه ، سه خط در مورد چیزی که نشون می ده و نمی ده که کورونا عاشق کِسیه]

سمت خاکستری کورونا موسیقیش در دهۀ نود ساخته شده است. ملودیهایی برای کورونا همیشگی. کورونا روی تختش دراز می کشد. سیگارش از پنجره آویزان می شود تا به برفهای زمستان برسد. هوا که خشک می شود موسیقی بلند می شود. چشمها بسته ، نشئه ، قراضه و افسرده ، کورونا می شنود:

...

[چیزی دربارۀ اشتیاق ابلهانه ، کودن ، خجالت آور ، آبرو ریز، مردی با پشم انبوه ، زنی با شُرت چهارخونه ، چیزی برای دفتر سیاه ، تنهایی ، و دری که بسته شده به روی چیزی و فحشی که داده شده به کسی و نفرت کسی از چیزی و آوایی که گویا نشون میده و نمیده که کورونا عاشق کسیه]

سمت سیاه خاکستری زندگی : سمت سیاه خاکستری زندگی بدجنس نیست و کورونا را اذیت نمی کند و کورونا را خجالت نمی دهد. واقعیت این است که کورونا از دو سمته بودن زندگی گله ای ندارد.

*شروع همه چیز

3 comments:

Naghmeh Sharifi said...

man kheili ba in daram haal mikonam! kheili!!

Shabnam Ghadiri said...

به من اضطراب داد
از خاکستری ها دل خوشی ندارم

ایمان خلیفه said...

من عاشق این " فشرده نوشتنتم." وبعد این که یک شباهت هایی کشف کردم بین متنی که می نویسی با پوسترهایت