Showing posts with label قدیمیهای دزدیده نشده. Show all posts
Showing posts with label قدیمیهای دزدیده نشده. Show all posts

Saturday, November 28, 2009

سلامان و ابسال


بوي حموم مياد ؛

حمومي كه لختهاي سياه و سفيد دستهاي همو بالا مي برن

حمومي كه پشگل الاغا بوي خوب ميده ،‌صابونها چربي تن حسيني راد

من پشگلا رو با لذت ميمالم به تنم و روي شن و علف شور دراز مي كشم

و پر آفتاب مي شم ؛

ابسال منتظرمه ما در جزيره بهشتي مشغول استراحتيم

من دمر شده ام و علفهارو مي جوم ؛

ابسال تن بي موشو پوشونده كه با لباس بميره

من با بيكيني ، پهلوهام از علف خيس درد گرفته؛

آسمان طرفدار من است ؛

ابسال مي خواد ذره و ناپديد بشه ،‌من مانع نيستم.

ابسال فقط يه بارمنو ببوس خوشم مياد بوي نون و پهن ميدي

بعد غيب شو برو روي درخت واسه هميشه اونجا بمون

من روي درخت مينويسم " سلامان "

ديگر پهني وجود ندارد اما شنها هنوز هستند شنهاي آفريقايي...

يوسف من ابروهايت را به من بده ، آخر من به تو نياز دارم. تو جواني و خوشگل و مهربان؛ تو آرايشم ميكني هر جور كه خودت خوشت مي آيد، ‌بنفش و آبي و كاهويي. بهم تنفس مصنوعي بده، من غرق شده بودم در صندليهاي به هم چسبيده،‌ ديجيتال ، ديجيتال ، ديجيتال


1380

Monday, February 9, 2009

نامه



عزیز دلم قربونت برم
دیکه این جو واسه من کافی نیست. می دونی یه جوری دارم خودمو به این انزوا که تفاله های بچگیمه آویزون می کنم که فکر کنم تا دو سه روز دیگه همین یه الف حافظه ای هم که دارم رو میس کنم.

عزیز من عزیز تو
محکمترین انرژی فعلی من
از ترسی که بهم می دی راضیم. از اینکه خصوصی من هستی تو پوستم نمی گنجم. من می خوام تمام احساسهای کودکانمو بریزم دور بعد بازیافتشون کنم
دوست دارم منو توی اتاقت پیر کنی. پیر و کامل مثل خودت. از این جور خیالها که با واقعیت حال نمی کنن و اصلا آدم حسابش نمی کنن، تمام تنم مور مور خوشحالی میشه. تو هم واقعیت دگردیس شدهء تعبیرات ذهنی منی

صدای این شاباجی های چیپس خوار هیچ به کت من نمیره. من به دوری توام. من دارم قدرتمو از عالم مثل پس می گیرم. چقدر خوشحال و جوونم. دارم با پروردگار هم بالش می شوم. راههای دور سر انگشتامه ، سر انگشتای پوسیدهء تو. اگه دلت می خواد یه نفر باش اگه نه هزار نفر. فقط به من اطلاع بده. چونکه من بیست ساله بودم یه روزی
1381